الشيخ محمد الصادقي الطهراني
34
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
و اسبسوارى مستثنى است ، علّتِ روشنش اين است كه وجوب تقويتِ وسايل جنگى خيلى مهمتر از حرمت برد و باخت در آنهاست ، و مثلًا « تيراندازى » كه در گذشته بهوسيلهى تير و كمان بوده ، اكنون تمامى سلاحهاى اتوماتيكى را ، و اسبسوارى فعلًا اضافه بر آن مسابقه با تمامى خودروهاى زمينى ، هوايى و دريايى را شامل است ، زيرا : « وَاعِدُّوالَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِباطِالْخَيْلِ » « 1 » تمامى استعدادهاى جنگى را زير پوشش « مِنْ قُوَّةٍ » قرار داده ، كه اين هم « بسطى » در موضوع است و نه حكم . و يا اگر « اوْفُوا بِالْعُقُودِ » در گذشته قراردادهاى معيّنى را دربر مىگرفت ، اكنون هم كه « عقد بيمه » معمول است ، در صورت عقلايى بودنش برمبناى ايمان مشمول همان « عقود » است ، يا « خيار مجلس » كه مجلس معمولى را دربر داشت ، اكنون مجلسِ تلگرافِ حضورى ، تلفن و مانندش را دربر دارد ، و اين هم « بسطِ » مجلس در خيارِ مجلس است . و در طواف خانهى خدا و سعى ميان صفا و مروه كه تَقَيُّدى به پياده رفتن ندارد ، اكنون كه مىتوان با خودروى زمينى ، و يا هوايى طواف را انجام داد ، اين خود بسطى در موضوع طواف است ، و اگر در گذشته بوى عطرى كه در بازار صفا و مروه به شامّه مىرسيده مستثنى بوده ، اكنون كه بازارى در اين ميان نيست ، استثناى عطرش نيز موضوعى ندارد ، كه اين انعدام موضوع است . و اگر « قربانى » در مُنى بر مبناى « فَكُلُوا مِنْها وَأطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقيرَ » « 2 » واجب بوده ، اكنون كه قربانىها بسيار و فقرايى كه بتوانند در منى از آنها استفاده كنند ناچيزند ، اين قربانى ديگر موضوعيتى ندارد ، و بهگونهاى
--> ( 1 ) - سورهى الانفاق ، آيهى 60 . ( 2 ) - سورهى الحجّ ، آيهى 28 .